داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون

داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون - تصویر 1

داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون

در ۱۶ اکتبر ۲۰۱۲ نوه یکی از میهمانان خانه آلن الپینگ شیئی نورانی در آسمان دید. الپینگ که یک منجم آماتور است و در منطقه پایک در کنتاکی زندگی می کند، دوربین دو چشمی اش را برداشت و آن شی ناشناس را که در اوج آسمان معلق بود٬ زیر نظر گرفت. برای بیش از ۲ ساعت با همسر و میهمانانش به تماشای آن نشست و بعدها به یک خبرنگار محلی گفت: «چیزی نبود که تا به حال دیده باشم.»

 
آنها تنها نبودند٬‌ بسیاری دیگر نیز آن شی را دیدند. پلیس کنتاکی گزارش های متعددی از مشاهده آن دریافت کرد. چند روز بعد یک روزنامه محلی با تیتر «شی رازآلود در آسمان، محلی ها را به خود مشغول کرده» مقاله ای منتشر کرد و ایستگاه های تلویزیون محلی گزارش کردند که سازمان های اطلاعاتی از ماهیت آن ابراز بی اطلاعی کرده اند.
 
CNN داستان را دنبال کرد و یک سایت عاشق یوفوها  نیز به خبرهای مربوطه لینک داد و آنها را تایید سرکشیدن ناوگان فدراسیون کهکشانی به زمین دانست!؟ آقای الپینگ به نوبه خودش دنبال نتیجه گیری های ماورایی نرفت. ولی هنوز پرسش بر جا بود، آن شی چیست؟
 

آزمایشگاه X (مجمع دیوانگان)

 
داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون - تصویر 2
(استرو تلر رئیس آزمایشگاه گوگل X (چپ) و اولین رهبر پروژه لون، ریچ د وال (راست)؛ آنچه در دست دارند آنتن های زمینی شبکه پروژه لون است.)
 
ریچ د وال (Rich DeVaul) از مدت ها قبل از مشاهدات مردمی، می دانست که آن شی چیست. یک روز در اتاق کنفرانسی واقع در مانیتن ویوی کالیفرنیا، یکی از کلیپ های اخبار را در یوتوب مشاهده می کرد و سرخوش بود. چون او خالق شی معلق اسرار آمیز بود. یا لااقل، گروه گوگلی او خالقین آن بودند. در اصل اهالی منطقه پایک در حال مشاهده تست پروژه لون بودند، نقشه ای جاه طلبانه برای ارائه اینترنت به بخش بزرگی از انسان ها که هنوز از آن محروم هستند، آن هم به وسیله هزاران بالون خورشیدی فشار قوی که در ارتفاع ۱۸ کیلومتری سطح زمین معلق هستند.
 
فکر و ذکر گوگل حل مشکل پهنای باند دنیا است. اینترنت پر سرعت، الکتریسیته قرن ۲۱ است ولی هنوز بخش بزرگی از سیاره ما -حتی بخش هایی از ایالات متحده- از وجود آن محروم هستند. ۲.۷ میلیارد نفر به شبکه جهانی اینترنت متصل اند و البته که یکی از علایق استراتژیک گوگل، آنلاین کردن مردم غیرمتصل و در نتیجه افزایش تعداد کلیک ها بر روی تبلیغات پول ساز برای این شرکت است.
 
بالون های پروژه لون (Loon) قرار است در غالب حلقه های ارتباطی در گرداگرد زمین معلق شوند٬ سپس به طور بی سیم اینترنت را از پایگاه های زمینی دریافت کرده، و سیگنال ها را بین خودشان در زنجیره بالونی پخش و به مردم عرضه نمایند. هر بالون به عنوان یک ایستگاه بی سیم، با استفاده از نوعی متفاوت از وای-فای اینترنت را در شعاع ۴۰ کیلومتری زیر خود توزیع می کند؛ اینترنتی ارزان برای کسانی که به هیچ روش دیگری به آن دسترسی نمی یافتند. مگر نه اینکه تلفن های هوشمند برای اتصال مردمان بیشتر به اینترنت، مدام ارزان تر می شوند. چرا خود اینترنت ارزان نشود؟
 
در طول سال ها، گوگل چند پروژه را به عنوان چراغ راهنمای آینده شروع کرده. در کانزاس شاهد ساخته شدن شبکه پر سرعت گوگل فایبر هستیم که شهرهایی مثل کانزاس سیتی، میسوری، آستین، تگزاس، و پرو وو و یوتا را در بر می گیرد. گوگل در حال رایزنی برای استفاده از بخشی از فرکانس های بلا استفاده تلویزیونی هم هست تا از آنها برای ارائه اینترنت استفاده کند.  ولی این دو رویکرد گران هستند و به لحاظ لوجستیکی پیاده سازی آنها در جوامع جدا از اینترنت سخت است.
 
ه همین دلیل بود که گوگل به دنبال طراحی راهکاری کم هزینه برای ارائه سرویس اینترنت فراگیر در سطح دنیا رفت: اینترنت در بستر آسمان.
 
در ۱۵ ژوئن بعد از دو سال توسعه، گوگل در کنفرانسی خبری در کرایست چرچ نیوزیلند، پروژه لون را رونمایی کرد. سخنرانی جان کی، نخست وزیر نیوزیلند هنوز در جریان بود که چندتایی از ۳۰ بالون مجهز به آنتن وای فای بر روی این کشور اقیانوسی معلق شده بودند تا برای ۵۰ خانواده محلی، دسترسی به اینترنت را فراهم کنند.
 
آیا این عدد می تواند به ۵۰.۰۰۰ یا ۵۰ میلیون یا ۵۰۰ میلیون خانوار برسد؟ این چیزی است که گوگل به آن امید بسته. پروژه لون به طور رسمی  مشخصات یک پروژه بلندپروازانه را دارا است. ریسک بسیار زیاد، و منافع بسیار بزرگ.
 
اکثر پروژه های بلندپروازانه گوگل چالش هایی از جنس رایانش دارند -مثل پروژه خودروی بدون راننده. ولی در این مورد درب موفقیت گوگل بر پاشته بالون می چرخد. بالون ها این وسایل پرواز که یک قرن عمر دارند، هرگز به درستی شناخته نشدند. ولی این پروژه نیازمند دقیق سازی  آنها برای معلق بودن در دوره های طولانی مدت بود، طولانی تر از آنچه هر کس تا کنون انجام داده بود. برای این منظور گوگلی ها مجبور بودند مثل مایند ملد (یکی از ابرقهرمان های مارول با توانایی خوانش امواج مغزی) خودشان را جای هوانورد بزرگ داستان دور دنیا در ۸۰ روز ژول ورن ، فیلاس فاگ بگذارند.
 
گوگل X شاید تنها گروه دنیا باشد که میلیون ها دلار خرج بالونی کردن اینترنت می کند. این پژوهشگاه خصوصی که در سال ۲۰۱۰ تاسیس شد به طور خاص مشغول پروژه های بلندپروازانه ای مثل خودروی بدون راننده و نیز گوگل گلس است. د وال که یک مهندس متخصص از دانشگاه MIT است تز دکترای خود را با موضوع «عینک حافظه دار» نوشت، و در میانه ۲۰۱۱ بعد از دوره ای محدود از تحقیقات سری در اپل، به گوگل پیوست.
 
د وال به تیم کوچک ولی سریع الرشد X پیوست که وظیفه شان اولویت بندی طرح ها و ایده های مفهومی بود، یعنی جداسازی ایده های بسیار-احمقانه-ای-که-شاید-جواب-بدهند از ایده هایی که فقط دیوانه وار بودند. استرو تلر، مدیر گوگل X می گوید: «ذهن این افراد در نحوره نگرش متفاوت شان به دنیا٬ عملا حالتی نرم و تغییر پذیر یافته.» تلر به د وال چند ایده داد تا عملی شان کند. یکی از آنها این بود که دسترسی بی سیم به اینترنت را با استفاده از بالون های معلق در لایه فوقانی جو (از یک کیلومتر به بالا) عملی کند. مدیر عامل، لری پیج، اغلب از این ایده سخن گفته بود و تلر می دانست که ایده های مورد علاقه موسسین گوگل در موقع تخصیص بودجه با لطف بیشتری همراه می شوند.
 
آن طور که مشخص شد تکنولوژیست هایی مثل د وال نیز سال ها رویای ارتباطات بالونی بی سیم را در سر داشتند. ولی یک مشکل بزرگ وجود داشت: بالون ها اسیران بادها هستند. اگر سعی در ثابت نگه داشتن یک بالون دارید، باید همچون سیسیفوس  که سنگی را از پایین کوه به بالا غلتاند، اراده ای بلند داشته باشید، و ماجرا اغلب با شکست تمام می شود. لاکهید مارتین اخیرا تلاش کرد با یک کشتی هوایی بزرگ خدایگان آسمان را شکست دهد ولی در آزمایش میدانی سال ۲۰۱۱، نمونه بلندپرواز و بادوام کشتی لاکهید در رسیدن به ارتفاع مورد نظر شکست خورد و در یکی از جنگل های پنسیلوانیا فرود آمد تا پروژه به کما فرو رود.
 
اما وقتی د وال شروع به طرح زدن احتمالات کرد، مفهومی دیگر در ذهن داشت. به جای ساختن یک گربه بزرگ پرنده که نیاز به مقادیر زیادی انرژی برای جنگیدن با بادهای بخش فوقانی جو و حفظ موقعیت ثابت داشت، او خود را در بند ایده بالون های هواشناسی کوچکی یافت که گاه تا ۴۰ روز یا بیشتر از زمین دور هستند و دور کره آبی رنگ ما چرخ می زنند. او می گوید: «با خودم گفتم چرا یک چندتایی از اینها را هوا نکنیم تا کل منطقه را تحت پوشش بگیرند؟ چنین کاری چقدر دیوانگی است؟»
 
در ایده د وال یک ایراد واضح بود: هدایت ثابت این بالون ها در سفرشان به دور زمین بسیار سخت است. اما چه می شود اگر بالون ها بتوانند با تنظیم ارتفاع٬ از جریان های هوایی در راستای رسیدن به مقصدی مشخص استفاده کنند؟ می شود آنها را بالا و پایین برد و به این وسیله به شان امکان داد در مسیر دلخواه از باد سواری بگیرند. و اگر تعدادشان زیاد باشد جای یکدیگر را به موقع پر می کنند. بنابراین کلید موفقیت، تحلیل کردن حجم زیاد داده ها در مورد جریان های باد، در گذشته و حال بود که سازمان ملی اقیانوسی و جوی دولت امریکا از قدیم آنها را تهیه و تدارک می دیده.
 
خوشبختانه بلعیدن اطلاعات چیزی بود که گوگل به خوبی انجامش می داد. با داشتن مهارت های هواشناسی، تجربه در شبیه سازی، و مقادیر زیادی توان رایانشی، د وال معجزه کرد. درست همان طور که قایق های بادبانی با استفاده از همنوایی با بادها می توانند اقیانوس ها را بپیمایند و به بندر مورد نظر برسند، بالون های گوگل هم مسیری مشخص را در آسمان طی می کنند. و درست مثل قایق های بادبانی، نیازی هم به سوخت برای حرکت ندارند -البته به باتری برای دستگاه ها و آنتن ها٬ چرا!
 
این ایده شبیه یکی از کلک های هکرها است: جانشین کردن یک کامپیوتر مرکزی از رده خارج با تعداد زیادی سرور کوچکتر و توزیع شده، شبیه چیزی که در پایگاه داده های خود گوگل نیز هست. تلر فکر می کند این رویکرد استفاده هایی فراتر از رایانش و استفاده از بالون ها دارد: «وقتی ببینیم که با اضافه کردن هوش مصنوعی چقدر می شود چیزهای مختلف را بهتر، ارزان تر و امن تر کرد، آن وقت است که مشکلات حل شده امروزی بیشتر شبیه نسخه آزمایشی یک راهکار به نظر می رسند. این اتفاق بارها و بارها در زندگی ما تکرار می شود.»
 
قبل از آنکه د وال بتواند اولین ناوگان بالون های خود را بسازد، باید از عملکرد بی نقص وای-فای تحمیل شده به آنها مطمئن می شد. یک روز در آگوست ۲۰۱۱ اولین تست خود را ترتیب داد. از یک بالون هواشناسی ارزان که جنس آن لاستیک خام است بهره برد، که البته برای ارتفاع بالا طراحی نشده بود. (وقتی یک بالون بالا می رود، اختلاف فشار بین گاز درون غشای آن و هوای بیرون افزایش می یابد؛ و چنانچه جنس آن مقاوم نباشد، خواهد ترکید. البته در نهایت گوگل از بالون های فشار قوی استفاده کرد که پوسته آنها می تواند این اختلاف فشار را طاقت بیاورد.)
 
د وال به سراغ مهندسین گوگل رفت که مسئول فرستادن یک وسیله کوچک اندرویدی به مرز فضا بودند. گفت: «اگر می توانید با یک بالون هواشناسی اندروید را تا لبه فضا ببرید، شاید بتوانید یک کامپیوتر کوچک لینوکسی با آنتن وای-فای رو به پایین را هم به پرواز در بیاورید.» د وال هنوز این تست ها را به خاطر می آورد. گروه مورد نظر سوار سوباروی او شدند و به یک منطقه کشف فسیل دایناسورها در نزدیکی دریاچه سن لوییس واقع در دره مرکزی کالیفرنیا رفتند. ۴ بالون ۱۰۰ دلاری را که آنلاین خریده بودند٬ از هلیوم پر کردند. هر بالون یک فرستنده|گیرنده کوچک وای-فای داشت که می توانست با آنتن های زمینی ارتباط بگیرد.
 
بالون ها را رها کردند و آنها تقریبا آرام و باثبات بالا رفتند. ولی بعد رو به سوی شرق گذاشتن، آن هم با سرعت زیاد. اما قبل از اینکه ادامه داستان اولین تست را بخوانید، نگاهی داشته باشیم به موارد فنی بالون ها و سیستم تنظیم موقعیت آنها.

 

وای-فای از آسمان

این آنقدر ایده دیوانه واری است که شاید کار کند: تامین اینترنت دو-سوم از جمعیت کره زمین با استفاده از ناوگانی از بالون ها در ارتفاع بالا. بیایید نگاهی داشته باشیم به پیچ و مهره های پروژه لون.
داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون - تصویر 3
پوشش بالون
بخش باد کردنی بالون طراحی شده تا بتواند حتی دمای منفی ۵۰ درجه سلسیوس را نیز تاب بیاورد و در عین حال مقابل اشعه های فرابنفش٬ و فشار هوای کم (یک-صدم فشار هوا در سطح دریا) نیز مقاومت کند.
 
بلندی:  ۱۲.۲۰ متر
عرض: ۱۵.۲۴ متر
جنس: پلی اتیلن با ضخامت ۳ میلیمتر
ارتفاع پرواز: ۱۸ تا ۲۲ کیلومتر بالاتر از سطح زمین
 
صفحه خورشیدی
یک صفحه ۱.۵ در ۱.۵ متری وظیفه تامین ۱۰۰ وات برق در روشنی روز را دارد. این انرژی برای تامین نیروی روزانه و ذخیره باتری های شبانه دستگاه کافی است.
 
جعبه تجهیزات
در جعبه ای با ابعاد ۳۰.۵ در ۲۵.۴ در ۶۱ سانتی مت٬ این تجهیزات قرار دارد:
 
آنتن های رادیویی:  دستگاه با باندهای ۲.۴ و ۵.۸ گیگاهرتز به تبادل داده با پایگاه های زمینی می پردازند.
 
سیستم تنظیم ارتفاع:  یک کامپیوتر پروازی٬ صعود و نزول بالون را کنترل می کند تا در لایه های هوایی مناسب برای حمل بالون به مختصات مورد نظر٬ قرار بگیرد. دو دریچه متصل به مخزن های درون بالون، یکی با هلیوم (سبک) و دیگری با هوا (سنگین) پر شده. سیستم با تغییر نسبت هلیوم به هوا ارتفاع را تنظیم می کند.
 
سنسورها:  تقریبا ۷۵ سنسور ۱۸۹ نوع داده مختلف را درباره موقعیت و وضعیت هوا به گوگل مخابره می کنند. نرم افزار تحت وب سیستم نیز می تواند با ترسیم یک مسیر تغییرات لازم را پیشنهاد کند.
 
اما برسیم به بخش دوم که در بر دارنده توضیحات درباره نحوه عملکرد کل سیستم بالون ها و آنتن های روی زمین است.
داستان ناگفته پروژه لون: گوگل و رویای اینترنت با بالون - تصویر 4

ارتباطات
یک پایگاه زمینی که به فرستنده|گیرنده های اینترنتی مجهز است سیگنالی رمزنگاری شده را برای نزدیک ترین بالون می فرستد. آنگاه سیگنال از بالون به بالون منتقل شده و در عین حال هر بالون نیز به نزدیک ترین کاربران در منطقه ای با وسعت ۳۲۰ هزار هکتار، اینترنت می دهد.
 
آنتن ها
آنتنی مخصوص زمینی (یک گوی با قطر ۳۰.۵ سانتی متر) سیگنال ها را از بالون می گیرد و به یک روتر (مودم) استاندارد می دهد. در حال حاضر دریافت کنندگان آزمایشی این سرویس در نیوزیلند با سرعت 3G از اینترنت استفاده می کنند. 
 
قرار گیری
در یک اجرای آزمایشی در ژوئن، ۳۰ بالون از جزیره جنوبی نیوزیلند به پرواز در آمدند تا در حوالی مدار ۴۰ درجه جنوبی برای خودشان بپلکند. این منطقه هوایی میزبان آنها است.
 
زنجیره جهانی
گوگل به دنبال آن است که هزاران بالون را در دنیا به پرواز در آورد که بر روی جریان های باد سواری کرده و می توانند با متفرق شدن در مناطق مختلف تشکیل یک زنجیره جهانی توزیع اینترنت را بدهند. 
 
 
ادامه داستان آن روز تا امروز
خواندید که در اولین روز تست٬ آنها دو بالون را به آسمان فرستادند و باد آنها را به سمت شرق برد. د وال می گوید: «من واقعا تا اینجای کار را پیش بینی نکرده بودم.» در ابتدای کار جعبه تجهیزات هنوز روی زمین بود و اولین جفت بالونی که به هوا رفت با برخورد به یک جریان هوای سرکش با سرعت ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت، از ما دور شد. د وال و رفقا سوار سوبارو شدند و دنبال آنها افتادند.
 
روی سقف خودرو یک جفت آنتن هدایتگر بسته شده بود که یکی به طیف سنج (برای تشخیص قدرت سیگنال) و دیگری به یک کارت وای-فای متصل بود. آنها جاده های داغان دره مرکزی را نوردیدند: «من مثل دیوانه ها رانندگی می کردم، درست مثل آن صحنه از فیلمی که چند تا محقق دنبال طوفان افتاده بودند.» خوشبختانه در فاصله حرکت آنها به سمت شرق٬ بالون ها تا جای ممکن بالا رفته بودند و سوباروی د وال بالاخره به آنها رسید. بعد از ۱۶ کیلومتر٬ مردان ایکس یک سیگنال گرفتند. هورا!
 
چند ماه آینده را صرف بالون هوا کردن و تعقیب و گریز کردند. د وال در یافتن موقعیت مقصد بالون ها بهتر شد و زودتر از آنها به نقطه دیدار می رسید. گروه روی نقشه کار کردند تا به عنوان مثال، ببیند که وقتی ارتباط با زمین قطع می شود آیا بالون ها می توانند سیگنال ها را بین خود رد و بدل کنند تا نزدیک ترین شان به ایستگاه زمینی منتقل کند یا خیر؟
 
آخرین تست در اواخر ۲۰۱۱ انجام گرفت. بعد از ساعت ها رانندگی دینام برق به خاطر دست انداز های جاده ترکید، و یک دو سه صدای دیگر هم از زیر کاپوت شنیده شد. این اتفاق درست موقعی رخ داد که کامپیوترهای داخل خودرو موفق به باز کردن صفحات وب با استفاده از سیگنال بالونی شدند که در آن نزدیکی بود و خوراک اینترنت را از دو بالون دور تر دریافت می کرد.
 
تلر می گوید در اوایل ۲۰۱۲ دیگر پروژه از خطر تعطیلی رهایی یافته و زمان افزایش تمرکز و نیرو برای به نتیجه رساندن آن شده بود: تشکیل یک تیم بزرگ تر، انجام تست های طولانی تر، بهبود طراحی ها، و یافتن راهی برای ارائه اینترنت به مردم واقعی، نه دیوانگان جاده ای! اما از آنجایی که د وال بیشتر علاقه مند به ساخت بود تا مدیریت، گوگل یکی از مدیران ارشد بخش جستجوی خود، مایک کسیدی را به ریاست تیم برگزید.
 
علاوه بر مهندسین عادی گوگل در زمینه شبکه های بی سیم، متخصصین رادیو و دانشمندان علوم کامپیوتری، تیم لون از حرفه های غیرعادی هم بهره می برد. کسیدی می گوید: «در گوگل مهندس هوا و فضای زیادی نیست بنابراین ما دو نفر را آوردیم.» او خود در این زمینه تجربه دارد.
 
او همچنین برای تیم عملیاتی که مسئول پرتاب و دریافت بالون ها است و اغلب هم در جاده های ناهموار سر می کند، روی کهنه سربازها حساب کرد. یک تفنگدار دریایی سابق، یک رنجر، و یک هدایت کننده هواپیماهای بدون سرنشین: «به آنها می گویید ساعت ۲ صبح بلند شوید، یک پرتاب داریم. می گویند بزن برویم!» برای ساخت بالون یک خیایط حرفه ای، و برای هوا کردن آن هم یک بالون سوار سابق جذب شدند.
 
مردان ایکس رابطه خوبی نیز با شرکت Raven Aerostar برقرار کردند، که بالون های آن در اولین برنامه های ناسا از این دست به کار گرفته شده بود. در کنار هم آنها با مشکلاتی از قبیل دوره پرواز، کنترل، و مدیریت انرژی کار کردند؛ مواردی که برای قرن ها بالون بازها را درگیر خود کرده بود.
 
جنس بدنه از یک فیلم پلی اتیلن ۳ میلیمتری است که قابلیت نگه داری هلیوم، تحمل فشار و انعطاف پذیری حتی در دماهای زیر صفر را هم دارد. در حال حاضر شرکت Raven Aerostar یک خط تولید برای گوگل راه انداخته و دومی هم در راه است. هر چه نباشد به تعداد زیادی بالون برای پوشش دور تا دور زمین نیاز هست.
 
گوگل از داده های به دست آمده در تست ها دانش زیادی آموخته٬ به خصوص از سنسورهای فشار و دما. البته این کار نیازمند فرود آوردن سالم بالون ها است. به این منظور یک مکانیسم در بالای بالون نصب شده که با خالی کردن گاز و سپس گشودن چتر آن را سالم بر زمین می نشاند. تیم نجات حتی برای آوردن دستگاه های فرود آمده، از کوه ها هم بالا رفته اند. جالب است که بعد از یک ماموریت بازیابی که مسیر طی شده بیش از فاصله واقعی بود، مردان ایکس یک اصلاحیه خشمناک برای تیم گوگل مپس فرستادند!
 
گاهی مردم عادی قبل از تیم بازیابی بالون های فرود آمده را می بینند. گوگل برای آن نیز راه حلی تدارک دیده و شماره تماسی به نام "پاول" بر روی بالون نصب شده، همراه با این توضیح که این یک تحقیق علمی بی خطر است و با عودت دادن بالون به افراد یابنده جایزه داده خواهد شد. از ۲۰۰ تست انجام گرفته فقط ۲ مورد منجر به ناپدید شدن بالون ها شده.
 
اما برسیم به نرم افزار. اولین نسخه آن Vulcan نام داشت که بعدا به Mission Control تغییر یافت. کار آن تحلیل داده های هواشناسی قدیم و جدید و استفاده از قدرت پردازشی سیستم های گوگل برای ترسیم یک مسیر مناسب است. با سیستم های کامپیوتری گوگل، ترسیم نقشه ۱ هفته پروز فقط ۱۵ دقیقه طول می کشد. Mission Control همچنین بالون ها را به ارتفاعات مناسب هدایت می کند، آنها را چک کرده و به نمایش موقعیت، میزان پیشرفت و مسیر هر بالون بر روی نقشه می پردازد. همچنین به سیستم های تشخیص ترافیک پرواز نیز اعلام می کند که نقطه کوچک روی نمایشگرشان بی خطر است. تیم لون می تواند از هر نقطه ای روی زمین به این سیستم تحت وب دسترسی پیدا کند.
 
سخت ترین بخش کار زمانی خواهد بود که یک حلقه متصل متصل به هم از بالون ها تلاش کنند در مدت ۱۰۰ روز پیاپی، کمربندی را به دور زمین شکل داده و حفظ نمایند. بعد از اینکه یک بالون هواشناسی در دهه ۶۰ توانست ۷۴۴ روز در آسمان بماند، دیگر هیچ موردی حتی نزدیک به آن هم نداریم. تنها بالونی که به هدف مد نظر گوگل نزدیک شده، بالونی از ناسا با اندازه بسیار بزرگتر است که ۵۵ روز در آسمان معلق بود. بنابراین باید هم عده ای به ادعای دو برابری گوگل بخندند. یک بالون باز قدیمی می گوید: «غیرممکن است. همین الآن با همه در جامعه علمی صحبت کردم. حتی سه هفته هم خیلی مورد نادری است.»
 
با این حال گوگل معتقد است که راه حل مسئله را با بهبودهای مهندسی از جمله پیشرفت هایی در جنس پوسته بالون٬ دریچه های گاز٬ و درزگیرهای اختصاصی که مانع از بیرون آمدن گاز در سردترین شرایط می شوند٬ یافته است. متخصص بالون های گوگل آقای دن باون از همه مطمئن تر است: «منابعی که گوگل پشت این کار گذاشته از هر گروهی در تاریخ آسمان نوردی با بالون بیشتر است٬ چه بخش خصوصی و چه دولتی. من کاملا مطمئنم که به استانداردی که ادعا کرده ایم می رسیم٬ و احتمالا از آن عبور هم می کنیم.»
 
گام مهم تشکیل زنجیره ای مشتمل بر ۳۰۰ بالون به دور زمین خواهد بود که در مدار ۴۰ درجه جنوب، بر فراز کشورهای نیوزیلند٬ شیلی٬ آرژانتین٬ و استرالیا به پرواز در خواهند آمد. اگر این پروژه موفقیت آمیز باشد٬ باید گفت "اوکی بالون" و به سوی گسترش پوشش به کشورهای بیشتر پیش رفت.
 
وقتی اعضای گروه لون به حرف می آیند٬ مشخص می ��ود که در پشت پرده چه نقشه هایی هست؛ هزاران بالون در حال چرخش به دور دنیا٬ با ایستگاه های تعمیر و ارسال که هر روزه تعدادی را فرود آورده و بالون های جدید به آسمان می فرستند.
 
اگر این اتفاق رخ دهد آن وقت است که گوگل فقط خوشحال نخواهد بود٬‌ بلکه پول هم در می آورد. البته استرو تلر می گوید: «به محض اینکه بخواهید درآمدزایی را هدف قرار دهید٬ تاثیر مثبت کارتان از دست خواهد رفت. این رویکرد اصلی و گسترده گوگل است که ابتدا سعی کنیم دنیا را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کنیم و سپس٬ پول خودش ما را خواهد یافت.»
 
تصوری دیوانه وار است که یک روز عده زیادی از مردم دنیا به جای سیم٬ فیبر نوری یا دکل های مخابراتی٬‌ اینترنت خود را از بالون دریافت کنند. ولی وقتی اخبار پروژه لون منتشر شد٬ یک اتفاق جالب رخ داد: تعداد نقدها و جوک های ساخته شده برای آن بسیار کمتر از آنچه انتظار می رفت بود٬ برای چنین پروژه بلندپروازانه ای این عجیب است! بسیاری در سرتاسر دنیا خوشحال شده بودند. کسیدی می گوید دوشنبه بعد از اعلام خبر پروژه٬ ۸۵۰ ایمیل دریافت کرده٬ و سپس ۱۰۰ تای دیگر که در آن مردم این پروژه را با لغت الهام بخش توصیف کرده بودند. پس در آخر٬ شاید پروژه لون آنقدرها هم احمقانه نباشد.
 
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه