کسی من رو ندیده؟

کسی من رو ندیده؟


در این دوران ما دوست داریم توانایی ها و استعداد های خود را بیشتر کشف کنیم تا با این احساس که زندگی خودش را بر ما تحمیل می کند و ما برده خواسته های والدینمان هستیم؛ مبارزه کنیم.

نوجوان، خودشناسی

تا زمانی که در دنیای خردسالی قدم می زنیم، سرمان به بازی گرم بود، اما از روزی که وارد دنیای نوجوانی شدیم، به این فکر فرو رفتیم که "ما چه کسی هستیم" و این سوال دائم در ذهن ما بزرگ تر و پررنگ تر می شود. هنوز آن قدر تجربه نداریم تا تصویر ثابت از خودمان بسازیم.

می خواهیم تصاویر و همانند سازی های گذشته را دور بریزیم تا با تصاویرِ آرزو های جدید آینده ای درخشان را پیش بینی کنیم. تصاویری که هر چند گاه خیالی اند ولی از دل سپردن به آن ها لذت می بریم. این تصاویر که ما را از دنیای واقعی خارج می کنند، احساس انزوا طلبی و گوشه گیری را به ما منتقل می کنند. خیال پردازی در دوران نوجوانی طبیعی است . اینکه دوست داریم تنها باشیم مشکل چندانی به وجود نمی آورد. اما اگر گوشه گیری ادامه پیدا کند باید دست یاری به طرف پدر،مادر  یا یک دوست دراز کنیم تا با یکدیگر تنهایی را از خود دور سازیم.

هر چه ما از پس این انزوا طلبی بهتر بر بیاییم و از دنیای تنهایی به دنیای صمیمیت عاطفی برسیم، هویت مستقل تر و ثابت تری خواهیم داشت.

برای بدست آوردن یک هویت پایدار و مستقل وقتی با یک تغییر جسمی ،روحی و عاطفی روبرو می شویم باید واکنش هیجانی متعادلی از خود بروز دهیم. مثلا اگر یک روز از خواب بیدار شدیم و احساس کردیم با همه دنیا مشکل داریم یا از پدر و مادر و خواهر و برادرمان بدمان می آید و نمی توانیم تحملشان کنیم ؛ به جای داد و بیداد کردن یک نفس عمیق بکشیم و به خودمان یادآوری کنیم که " همه چیز در حال تغییر است، این احساس جدید به خاطر شرایط بلوغ جسمی و عاطفی من و این دگرگونی یکی از نشانه های رشد من است."

 

مرز استقلال

همین طور که ما به تدریج هویت خود را کشف می کنیم ، احساس استقلال طلبی در ما رشد می کند و دائم در حال تلاش هستیم تا بین خواسته های خودمان و اطرافیانمان مرز بکشیم و به همه بفهمانیم که ما متفاوت و متمایز از دیگران هستیم.می خواهیم با افکار و باورهای جدید مفهوم خود را از نو بسازیم. این باعث می شود گاهی با ارزش ها و عقاید پدر و مادرمان و حتی جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، مخالفت نماییم.از دخالت ها و نصیحت هایشان خسته شویم و در مقابل آن ها نافرمانی و پرخاشگری داشته باشیم.این اختلاف ها و مشاجره ها تا آن جا که به مرز بی احترامی به پدر و مادر و شکستن حریم ارزش های جامعه نباشد، کاملا طبیعی است چون ما دوست داریم بدانیم، تجربه کنیم و به حقیقت جدیدی از خود و جهان برسیم تا با تکیه بر این حقیقت به هویتی مستقل و سالم دست پیدا کنیم.

باید با معیار های عقلی و اخلاقی قدم هایمان را در  این مسیر محکم کنیم. باید برای رسیدن به هویت مستقل، در قدم اول به خانواده و سپس به مدرسه به عنوان یک جامعه کوچک اعتماد کنیم و پس از آن دوست یا معلمی را برای سپری کردن مسیرِ "هویت یابی" به شکلی مطمئن و کم خطر ، از خدا بخواهیم

تصویر واضح از هویت

در این مسیر ابتدا یک دوره سرگردانی هویت داریم که در آن ارزش ها و باور های سابق ما دچار تزلزل می شود .سعی می کنیم مشکلاتمان را به سبک جدیدی حل کنیم و با عقاید جامعه و حتی خانواده درگیر شویم اما در نهایت خودمان را می پذیریم و تعریف مستقلی برای هویت مان ��یدا می کنیم و می بینیم که مرزهای شخصیتی مان پررنگ تر می شود.اما اگر به هر دلیلی نتوانستیم هویت اصلی خود را پیدا کنیم و در دنیای توهم و خیال فرو رفتیم ، روز به روز سرگردان تر می شویم و نمی توانیم تصویر واضحی از خود و هویت شخصی خود پیدا کنیم و تصمیم روشنی برای مسائل اصلی زندگی مان بگیریم.

در این حالت بعضی از ما به جای جست و جوی ارزش ها، آن ها را نادیده می گیریم و چون نظام باور ها یا ارزش های خانواده را قبول نداریم به دنبال جایگزین می گردیم تا مثل آرام بخش سوال هایمان را به فراموشی بسپاریم . و سراغ مهمانی ها ، تولد ها ، تماشای فیلم و خیابان گردی و... می رویم. غافل از اینکه بالاخره باید روزی این طوفان را پشت سر بگذاریم. باید با معیار های عقلی و اخلاقی قدم هایمان را در  این مسیر محکم کنیم. باید برای رسیدن به هویت مستقل، در قدم اول به خانواده و سپس به مدرسه به عنوان یک جامعه کوچک اعتماد کنیم و پس از آن دوست یا معلمی را برای سپری کردن مسیرِ "هویت یابی" به شکلی مطمئن و کم خطر ، از خدا بخواهیم.

خانواده به عنوان یک پایگاه امن می تواند راهنمای ما برای رسیدن به دنیای بزرگ تر ها باشد؛ خانواده ای که به آن دل بسته ایم و آزادیم عقایدمان را در محدوده ادب و احترام بیان کنیم و از فرصت جدا شدنِ سالم و استقلال طبیعی بهره مند شویم.

 

فرآوری: زهرا سادات طباطبایی

بخش خانواده ایرانی تبیان


منبع: کتاب تاج طلا نوشته سمیه سادات لوح موسوی

 

مطالب مرتبط:

ذهن‌خوانی دختران نوجوان

سرگرمی لازمه ی روزهای بلوغ

ناسازگاری در نوجوانان

کنار آمدن با روزهای برزخی

عزت نفسی که ته‌نشین می شود

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه