مطالب عاشقانه

با دل زخم خورده ام چه کنم

مجموعه : مطالب عاشقانه. مچاله کن ……. بشکن ……. خط بزن ………. خلاصه راحت باش ………. ارث بابات که نیست ……. دل تنهای منه ……. تنهاس دلم داغونم…….

ادامه مطلب ...
اشک ریختن های من را دوست داری؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. اولین بار نیست که گریه میکنم ………. ولی اولین بار است که گریه. آرامم نمیکند ……………. همش هق هق میکنم دلم میخواد بمیرم.

ادامه مطلب ...
من عشق را در تو چگونه بود؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. من عشق را در تو. تو را در دل…. دل را در موقع تپیدن. و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم. من غم رادر سکوت. سکوت را در شب. شب را در بستر. …و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو …. …. دوست دارم. من بهار را به خاطر شکوفه های. زندگی را به خاطر زیبایی اش. …. وزیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم. و من دنیا را به خاطر خدایش. خدایی که تو را خلق کرد …دوست دارم. دنیا را به خاطر خدایش.

ادامه مطلب ...
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟. مجموعه : مطالب عاشقانه. دلیلشو نمیدونم …اما واقعا”‌دوست دارم. تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی… پس چطور دوستم داری؟. چطور میتونی بگی عاشقمی؟. من جدا”دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم. ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی. باشه. باشه!!! میگم… چون تو خوشگلی،. صدات گرم و خواستنیه،. همیشه بهم اهمیت میدی،. دوست داشتنی هستی،. با ملاحظه هستی،. بخاطر لبخندت،. دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد. متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت. پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون:. عزی

ادامه مطلب ...
بی خیال تمام هیاهوی اطرافت باش

مجموعه : مطالب عاشقانه. بر ساحل زندگی قدم می زنم. بی خیال فکر تو. دنیای خود را نقاشی می کنم. بی خیال تمام آنچه باید باشد. نگین عشق را بر انگشت خود می آویزم. بی خیال همه رفت ها. به داشته های خود دل می بندم. اما. بگذار قدم بزنم…. قدم هایی سرشار از احساس بر ساحل زندگی. این روزها…. غروب عشق برای من. حیات دوباره خورشید. در آنسوی آسمان بودن ها؛ بر ساحل زندگیست!. نسیم دریا بر لبانم می نشیند. با خود می اندیشم. گویا. عشق در همین حوالی ست…. و باز می گویم. شاید. تا غروب عشق. نیمروزی باقی ست…. تا غروب عشق.

ادامه مطلب ...
برای مادرم چه بنویسم؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ ، ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺮﯾﺾﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ. ﻭﻓﺘﯽ ﺁﻗﺎ ﺩﮐﺘﺮﻩ ، ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪ…. ﺑﮕﻮ ﮐﺠﺎﺕ ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﯼ؟ ﭼﺘﻪ. ﺯﻝ ﻣﯽ ﺯﺩﯾﻢ ﺑﻪ ﻣﺎﻣﺎﻧﻤﻮﻥ؟ !!. ﯾﺎﺩﺗﻮﻧﻪ …. ﻣﻨﺘﻈﺮ ﻣﯽ ﺷﺪﯾﻢ ﺗﺎ ﺍﻭﻥ ﺑﮕﻪ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﻣﻮﻥ ﭼﯿﻪ؟؟ …. ﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﯽ ﺳﭙﺮﺩﯾﻢ؟ …. ﭼﻮﻥ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮﻥ، ﻫﻤﻮﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺭﻩ. ﮐﻪ ﻣﺎ ﺩﺍﺭﯾﻢ …. ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺑﯿﺸﺘﺮ ، ﺩﺭﺩﻣﻮﻥ ﺭﻭ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ …. ﺣﺎﻻ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎ ﺭﻭ ﯾﺎﺩﺕ ﻣﯿﺎﺩ؟. ﺧﺐ ، ﺗﻮ ﺟﻮوﻥ ﺷﺪﯼ ، ﺍﻭﻥ ﭘﯿﺮ ﺷﺪﻩ !!!. ﺣﻮﺍﺳﺖ ﺑﺎﺷﻪ ﺑﻬﺶ …. ﺣﺎﻻ ﻭﻗﺘﺸﻪ ، ﺗﻮﺍﻡ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﮕﯽ ﻫﺎﺕ ﺍﮔﻪ ﺍﻭﻥ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪ …. ﺣﺴﺶ ﮐﻨﯽ!!!. ﺣﺎﻻ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺍﺭﻩ ، ﺣﺘﯽ ﺍﮔﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﻧﺰﻧﻪ …. ﻣﺜﻞ ﻫﻤﯿﺸ

ادامه مطلب ...
مادرم همیشه کنارم باش تاج سرم

مجموعه : مطالب عاشقانه. وقتی محبتت را با همه وجودت به من تقدیم کردی و مرا شرمنده الطاف کریمانه ات کردی و. دل قشنگت را مالامال از عشق به من کردی بار دلدادگی را سخت بر دلم نهادی و امانت. عشق را در وجودم نهادی و عهد کردم که تکیه گاهت در همه لحظاتت باشم. …. ماه را گفتم. می توانی آیا. بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه. روح مادر گردی. صاحب رفعت دیگر گردی. گفت نه نه هرگز. من برای این کار. کهکشان کم دارم. نوریان کم دارم. مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم …. روی کردم با دریا. گفتم او را آیا. می شود این که به یک لحظه ی خیلی کوتاه. پای تا سر همه مادر گردی. عشق را

ادامه مطلب ...
خوشبختی…نظر تو چیه؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. کسانی که زندگی خود را وقف بدست آورن منافع مادی و ثروت کرده اند. به شما خواهند گفت که احساس خوشبختی را در اموال خود نمی یابند. خوشبختی هرگز انعکاس ثروتهای مادی یک شخص نیست،. بلکه انعکاس ثروتهای معنوی و احساسی او است. خوشبختی انعکاس تعداد روابط دوستانه ای است که هر کس می تواند داشته باشد،. انعکاس تعداد افرادی است که در طول زندگی خود توانسته خوشبخت و هدایت کند،. و نتیجه قدرشناسی از داشته ها است و نه میزان نارضایتی از نداشته ها. قدردان داشته هایتان در زندگی باشید!زندگی زندگی زندگی. و تا می توانید در خوشبختی و هدایت دیگران تل

ادامه مطلب ...
آدم های امروز…چگونه هستند؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. به خودش زحمت نمیدهد یک نفر را کشف کند ،. زیبایی هایش را بیرون بکشد ،. تلخی هایش را صبر کند …. آدمهای امروز،. دوستی های کنسروی می خواهند. یک کنسرو که درش را بـاز کنند ؛. بعد …یک نفر،. شیرین و مهربان،. از تویش بپرد بیرون !. و هی لبخند بزند. و بگوید :" حق بـا توست " …. " حق بـا توست " ….

ادامه مطلب ...
گمان می*کنم تنهایم بگذاری

گمان می*کنم تنهایم بگذاری. مجموعه : مطالب عاشقانه. تنهایــــــــی که عــــــــار نیست…. مـــــــــی*دانی،. دنیا پُر است از آدمهایی که گــــــــــم شده*اند اما. در یک اشتباهــــــــ تاریخـــــــی،. گمان می*کنند که گم کرده*اند، معشوقــــــــــی را. که همیشـــــــه چهارچشمــــــــــی می پائیدند، مبــــــادا. یک مو از سر عاشقانه*های خیال آینده*شان کم شود…. تنهاییـــــــــــــ عار نیست…. پشت صحنـــــــــــه*ای است از. عاشقانــــــه*های نابلوغی که، در حد حرف باقی مانده*اند،. مبادا کسب و کار شاعـــــــر از سکه بیافتد. مبادا دنیا رُوی پاشنه شعـــــــــ

ادامه مطلب ...
امیدی را بده به من تا کنارت بمانم!

مجموعه : مطالب عاشقانه. سختـﮧ حرفم…. ولے باید رفت. دیگـﮧ تمومـﮧ…. دیگـﮧ بریدم…. دیگـﮧ خستـﮧ ام از اینکـﮧ هرچے هے اومدمو نرسیدم…. سختـﮧ حرفم…. ولے باید بدونے خستـﮧ ام…. ولے باید بدونے کـﮧ میرم با یـﮧ یادگارے رو دستم…. با یـﮧ یادگارے رو دستم…. سختـﮧ رفتن بس کـﮧ سردم من حرف دلایـﮧ شکستم…. من با هر خاطره با غم میرم با اینکـﮧ وابستم…. سختـﮧ رفتن…. تلخـﮧ حرفم. ببین من درارو بستم…. من از غروب جمعـﮧ ام…. حتے از سکوت صبحم…. خستـﮧ ام…. خستـﮧ ام…. خستـﮧ ام….

ادامه مطلب ...
داستان عاشقانه ی بسیار زیبا و جذاب

مجموعه : مطالب عاشقانه. همسرم با صدای بلندی گفت : تا کی میخوای. سرتو توی اون روزنامه فرو کنی ؟ میشه بیای و به دختر جونت بگی غذاشو بخوره ؟. روزنامه را به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم . تنها دخترم آوا به نظر. وحشت زده می آمد و اشک در چشمهایش پر شده بود . ظرفی پر از شیر برنج در. مقابلش قرار داشت ، آوا دختری زیبا و برای سن خود بسیار باهوش بود ! گلویم. رو صاف کردم و ظرف را برداشتم و گفتم : چرا چندتا قاشق گنده نمی خوری ؟ فقط. بخاطر بابا عزیزم ! آوا کمی نرمش نشان داد و با پشت دست اشکهایش را پاک. کرد و گفت : باشه بابا ، می خورم ، نه فقط چند قاشق ،

ادامه مطلب ...
یاد کن از من که…بدون تو پوچم

مجموعه : مطالب عاشقانه. بعد از من اگر روزی بغض گلویت را فشرد…. پای احساست اگر بر سنگ خورد…. یا اگر یک روز دستان تو هم. گرمی دست کسی را در میان خود ندید…. و ندر آن هنگام تلخ. که فضای سینه ات جز آه آتشناک. چیزی را نمی داد گذر…. یادی از این پسر افسرده کن. بعد از من اگر زین کوچه ها. قلب تنهایی گذشت…. در نگاه او اگر برق نیاز. بر دو پایش پینه بود…. یادی از این خسته ی دلمرده کن. روزگاری بعد از این شاخه خشکی اگر دیدی به باغ…. بلبل افسرده ای دیدی به شاخ…. یادی از این شاعر پژمرده کن. گر شبی تنها شدی در خلوتی…. یافتی از بهر گریه مهلتی…. لیک اشکی گونه ات ر

ادامه مطلب ...
شعر زیبای تنهایی و عشق رفته ام…..

مجموعه : مطالب عاشقانه. پر از تنهاییم ای کاش بودی. که داره زندگیم از دست میره. یه آهنگی گذاشتم که میدونم. اگه گوشش کنی گریت میگیره. صدام از گریه ی دیشب گرفته. چه بارونی چه احساسی چه حالی. با اشکام باز مهمونی گرفتم. همه چی هست فقط جای تو خالی. دارم دنبال عکسامون میگردم. همونا که لب دریا گرفتیم. اگه ما سهم هم دیگه نبودیم. چرا توی دل هم جا گرفتیم؟. چه معصومانه افتادی تو این عکس. چه لبخند نجیبی رو لباته. تو میخندی و من گریم گرفته. چقدر این خونه تشنه ی صداته. تو یادت رفته وقتی گریه دارم. برای اشکای من شونه باشی. تو یادت رفته باید خونه باشی. باید پیش

ادامه مطلب ...
خدا که هست د نامرد کجا ولم کردی رفتی

مجموعه : مطالب عاشقانه. دلم عجیب گرفته…. دل‌گیرم از آدمک‌هایی. که تنها سایه‌ای هستند. از تمام آنی که می‌نمایند. دل‌گیرم از نقاب‌هایی که بر چهره می‌کشند. دل‌گیر از صورتک‌ها…. من نمی‌فهمم…. به خدا که من نمی‌فهمم…. نمی‌دانم چرا آدم‌ها تنها برایِ یک تجربه،. یک تصور، یک خیال،. یک عطش برای سر دادنِ ترانه‌ی تشنگی،. وخیالِ خامِ آنچه هیچ‌گاه نیستند،. زندگی آدم دیگری را به بازی می‌گیرند؟!. به خدا من نمی‌فهمم…. نمی‌فهمم چگونه شد که در این عصر آهن و اصطکاک. این‌چنین تصوارت آهنین و قلب‌های سخت و ذهن‌های جامدی شکل گرفت…. این همه آهن، این همه سختی، این همه جه

ادامه مطلب ...
درد دلهای خدا …کجایی چرا تنهام گذاشتی

مجموعه : مطالب عاشقانه. سوگند به روز وقتی نور می گیرد و به شب وقتی آرام می گیرد که من نه تو را رها کرد ه ام و نه با تو دشمنی کرد ه ام. (ضحی 1-2)افسوس که هر کس را به تو فرستادم تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم او را که مرا به سخره گرفتی. (یس30) و هیچ پیامی از پیام هایم به تو مرسید مگر از آن روی گردانیدی. (انعام 4)و با خشم رفتی و فکر کردی هرگز بر تو قدرتی نداشته ام(انبیا 87)و مرا به مبارزه طلبیدی و چنان توهم زده شدی که گمان بردی خودت بر همه چیز قدرت داری. (یونس 24)و این در حالی بود که حتی مگسی را نمی توانستی و نمی توانی بیافرین

ادامه مطلب ...
چقدر قلبت زیباست اینو میدونستی؟

مجموعه : مطالب عاشقانه. روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو. ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی. با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی. همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل. ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست. ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت. میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی. همتایت. هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی. ،امواجی از یاد تو را میخواهم

ادامه مطلب ...
نامه ای عاشقانه و زیبا برای خواندن

مجموعه : مطالب عاشقانه. بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم برایت تنگ شده. فکر نکن بی وفا هستم ، دلم از سنگ نشده…. اعتراف میکنم اینک در حسرت روزهای شیرین با تو بودنم. باور نمیکنم اینک بی توام. کاش میشد دوباره بیایی و یک لحظه دستهایم را بگیری. کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای مرا ببینی. تا دوباره به چشمهایت خیره شوم ، تا بر همه غم و غصه های بی تو بودن چیره شوم…. کاش میشد دوباره بیایی و لحظه ای نگاهت کنم ، با چشمهایم نازت کنم. در حسرت چشمهایت هستم ،چشمهایی که همیشه با دیدنش دنیایم عاشقانه میشد. بگذار اعتراف کنم که بدجور دلم هوایت را کرده. در حسرت گرمی د

ادامه مطلب ...
ساحل تنهایی من همیشه دوستت دارم

مجموعه : مطالب عاشقانه. بر ساحل دریای مواج زندگیم به موج های خروشان می نگرم!. به پستی ها و بلندی ها، به ساده بودن ها. گاه قایقی می آید. دستی تکان می دهد و سلامی می کند. می ماند، می گوید!. می شنوم، می فهمم. و من می اندیشم:. کدام اندوهش را برایم به ارمغان آورده است؟. از کدام تیربار حادثه به من پناه آورده. از چه سخن خواهد گفت؟ از نبودن ها و سختی این نیستی ها!. دریای من! همیشه مواج است. و مسافران دریای من. همیشه اندوهی بر لب. و دلی از حادثه ای شکسته. وچشم بارانی دارند!. اینجا همیشه طوفانی ست!. و مسافران دریای من. گاه مرمت می شوند. و گاه زخم هایشان

ادامه مطلب ...
یک وقت هایی باید کنارم باشی

مجموعه : مطالب عاشقانه. می دانی؟ یک وقت هایی باید. رویِ یک تکه کاغذ بنویسی. تعطیل است و بچسبانی پشتِ شیشه‌یِ افکارت. … … باید به خودت استراحت بدهی. دراز بکشی. دست هایت را زیر سرت بگذاری. به آسمان خیره شوی. و بی خیال سوت بزنی. در دلت بخندی به تمام افکاری که. پشت شیشه‌یِ ذهنت صف کشیده اند. آن وقت با خودت بگویی:. بگذار منتظر بمانند. انتظار خیلی سخت است.

ادامه مطلب ...

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه